السيد الخميني

152

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

موقع خود جهاد با اعداى خدا . حتى از بعضى از متفلسفين منقول است كه در محل‌هاى خوفناك مىرفت و توقف مىكرد و نفس خود را در مخاطرات عظيمه مىانداخت و سوار كشتى مىشد در موقع تلاطم دريا ، تا آن‌كه نفسش از خوف نجات پيدا كند و از كسالت و سستى رهايى يابد « 1 » . در هر صورت ، در باطن ذات انسان و حيوان قوهء غضبيه موجود و مودوع است ؛ الّا آن‌كه در بعضى خاموش و افسرده است ، مثل آتشى كه زير خاكستر باشد . بايد اگر انسان در خود حال خاموشى و سستى و بىغيرتى احساس كرد ، با معالجهء به ضد از آن حال بيرون آيد و نفس را در حال اعتدال درآورد ، كه آن شجاعت است كه از ملكات فاضله و صفات حسنه است . كه پس از اين اشاره‌اى به آن مىشود . فصل در بيان مذمّت افراط [ در ] غضب چنانچه حال تفريط و نقصِ از اعتدالْ از صفات رذيله و موجب مفاسد بسيارى است ، كه شمه‌اى از آن را شنيدى ، همين‌طور حد افراط و تجاوز از حد اعتدال نيز از رذائل اخلاقى و موجب فسادهاى بىشمار است . كفايت مىكند در فساد آن حديث شريف كافى : عَن أَبي عَبْدِاللَّه - عليه السلام - قالَ : « قال رسول الله ، صلى الله عليه و آله : الغضب يفسد الإيمان كما يفسد الخل العسل » « 2 » . يعنى « از حضرت صادق - عليه السلام - منقول است كه فرمود : رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - فرمود : " غضب فاسد كند ايمان را ، چنانچه فاسد كند سركه عسل را " » . چه بسا باشد كه انسان غضب كند و از شدت آن از دين خدا برگردد و نور ايمان را خاموش كند و ظلمت غضب و آتش آن ، عقايد حقّه را بسوزاند ؛ بلكه كفرِ جحودى پيدا

--> ( 1 ) - تهذيب الأخلاق و تطهير الأعراق ، ص 173 . ( 2 ) - الكافي ، ج 2 ، ص 302 ، « كتاب الإيمان و الكفر » ، « باب الغضب » ، حديث 1 ؛ وسائل الشيعة ، ج 15 ، ص 358 ، « كتاب الجهاد » ، « أبواب جهاد النفس » ، باب 53 ، حديث 2 .